۵ آوریل ۱۹۴۳: یک گردان از لژیون خارجی وارد القصور در تونس میشود تا محمولهای از شمشهای طلا را به پشت جبهه اسکورت کند. یک کمین آلمانی در انتظار آنهاست و همه به جز چهار نفر کشته میشوند. به لطف هوش خیابانی گروهبان اوگانیور، لژیونرها با موفقیت پاتک میزنند. مدیر بانک و همسر فریبندهاش از راه میرسند و یک ستوان آلمانی نیز میآید که فرانسویها او را دستگیر میکنند. اوگانیور میخواهد طلاها را بدزدد؛ استوار ماهوزارد میخواهد وظیفهاش را انجام دهد. مجموعهای از اتحادها شکل میگیرد و از هم میپاشد، تعداد گروه کاهش مییابد و طلاها به سمت جنوب به سمت بتاهوا حرکت میکنند. اما در نهایت طلاها به دست چه کسی میرسد؟