دونا و تارین ماموران فدرال مبارزه با مواد مخدر مستقر در جزایر هاوایی هستند. پس از موفقیت در یک عملیات کشف مواد مخدر، تماسی از شرکت هواپیمایی شین دریافت میکنند تا یک محموله اضطراری واکسن را از مولوکای به جزیره ناکس ببرند. بدون اطلاع آنها، مارتینز، نماینده فیلیپین، کاپیتان آندریاس را متقاعد کرده تا از یک ماهواره جاسوسی برای یافتن یک کشتی غرقشده حامل طلاهایی که ژاپنیها در طول جنگ جهانی دوم غارت کرده بودند، استفاده کند. در این میان، طوفان دونا و تارین را مجبور میکند هواپیمای خود را در جزیرهای دورافتاده که طلاها در آن پنهان شده فرود آورند. با ورود گروهی از افراد شرور که از محل طلاها باخبر شدهاند، ماجراهای پرچالشی آغاز میشود.