نورث یازده ساله دیگر طاقت رفتارهای والدینش را ندارد. آنها همیشه مشغول کار خود هستند و توجهی را که نورث به آن نیاز دارد به او نمیدهند، بنابراین او علیه آنها شکایت میکند. قاضی حکم میدهد که نورث باید ظرف دو ماه یا والدین جدیدی پیدا کند یا نزد والدین خود بازگردد. به این ترتیب، نورث سفری را به دور دنیا آغاز میکند تا پدر و مادری پیدا کند که واقعاً به او اهمیت میدهند.