آرلیس سوینی که همواره تحت تأثیر خاطرات تلخ به قتل رسیدن یک خانواده توسط پدرش قرار دارد، ترجیح میدهد گوشهگیر باشد و تمام انرژی خود را روی کارش متمرکز کند. یک روز، گذشته آسیبزایی که او را از درون میخورد، با ملاقات با کی دیویس، زنی که به آن حادثه خونین مرتبط است، دوباره زنده میشود. بر خلاف انتظار، آرلیس و کی عاشق یکدیگر میشوند؛ اما وقتی پدرش، روی، به همراه زنی سنگدل به نام جینی دوباره در زندگی او ظاهر میشود، آرلیس باید با دیوهای گذشته خود روبرو شود.