یوسی وارس عاشق یک زن سبزه زیبا میشود، اما او را به شکلی هولناک از دست میدهد. پس از چند هفته رابطه با سول، جسد او در یک برج دیدهبانی پرندگان پیدا میشود. تحقیقات به بنبست میرسد تا اینکه وارس قول میدهد راز نامههای افشاگرانه و آشفته را حل کند. قبل از اینکه نامهها راز خود را فاش کنند، اتفاقات زیادی رخ میدهد. یک آدمکش اجیرشده به نام استاخانوف ماموریتی دریافت میکند. برادر سول همسرش را در آغوش مرد دیگری پیدا میکند و با همراهی یک گربه سیاه دست به جنون میزند. در نهایت، سرنخها به یک فرد آشنا ختم میشوند و مرگهای بیشتری اجتنابناپذیر خواهد بود.