آن منتقد هنری را میشناسید که همه از او متنفرند؟ همان منتقدی که انگار تنها هدفش در زندگی نابود کردن رویای هنرمندان، کیوریتورها و گالریداران است؟ منتقدی که تمام مترادفهای طعنهآمیز برای کلمه «بد» را حفظ کرده اما حتی اگر زیر پایش آتش روشن کنند نمیتواند کلمه «خوب» را به زبان بیاورد؟ همان منتقدی که شک داریم از سال ۱۹۹۲ به بعد طعم یک رابطه عاشقانه را چشیده باشد و اگر فرصتی پیدا کند، بدون هیچ عذرخواهی به آثار هنری مادر خودش که در کتابخانه محلی آویزان شده هم حمله میکند؟ بله، «آقای منتقد هنری» همان آدم نفرتانگیز است.