جین گاردنر، نامزد جورج موری، پس از پذیرفتن حلقه او دچار تردید میشود؛ چرا که از اولین ازدواجش با داگ وحشتزده است، کسی که درست در روز عروسیشان با هماهنگکننده مراسم به او خیانت کرد. جورج آرزو میکند کاش میتوانست او را قبل از ازدواج با همسر سابقش ملاقات کند. پس از یک تصادف رانندگی، جورج خود را ۱۰ سال در گذشته و درست چند روز قبل از آن عروسی مییابد. جورج این شانس را دارد که تاریخ را بازنویسی کند و مانع از اشتباه بزرگ جین شود. او امیدوار است که بتواند ازدواج آینده خود را نجات دهد و بقیه زندگیاش را خراب نکند.