امسال دختر بابانوئل اولین سفر خود را به دور از قطب شمال در فصل کریسمس آغاز میکند، به این امید که در کالیفرنیای آفتابی ماجراجویی و عشق را پیدا کند. در حالی که بابانوئل از طریق یک گوی برفی جادویی دخترش را تماشا میکند، آنی به لسآنجلس میرسد و با لوسی، صاحب مسافرخانه «کندی کین» و دخترش میا دوست میشود. او همچنین به سرعت در فروشگاه اسباببازی «واندرلند» شغلی پیدا میکند. تد، صاحب فروشگاه، در دنیای دیجیتال امروز برای بقای کسبوکار اسباببازیهای سنتیاش در حال مبارزه است. آنی به زودی متوجه میشود که میخواهد کسبوکار تد رونق بگیرد، چرا که به این مرد پایبند به سنتهای کریسمس علاقهمند شده است.