وقتی لا اسپادای کلاهبردار و همدستش خوزه از زندانی در مادرید آزاد میشوند، تصمیم میگیرند دست به یک کلاهبرداری بزرگ بزنند: کشف و فروش سومین نقاشی از اثر معروف «ماخا» اثر گویا. آنها اسکورچلتی معروف را که میتواند هر نقاشی را جعل کند و در رم زندگی میکند، به کار میگیرند. سپس با کمک اوای زیبا، فرانسیسکو مونتیل، منتقد مشهور هنر را متقاعد میکنند که ماخای سوم وجود دارد و کاری میکنند که او نقاشی را پیدا کند. درست زمانی که کلاهبرداران در آستانه فروش ماخای جعلی به یک میلیونر آمریکایی هستند، اسکورچلتی از رم بازمیگردد تا یکی دیگر از شش نقاشی ماخای جعلی خود را بفروشد.