الیزابت، یک مدیر اجرایی ماهر، پس از اینکه از رئیسش میشنود شرکت به جذب مشتریان بیشتری نیاز دارد، با یکی از دستیاران بابا نوئل ملاقات میکند. او به الیزابت هدیهای خارقالعاده میبخشد که به او اجازه میدهد افکار ناگفته همه را بشنود. در حالی که او ابتدا از قدرت جدیدش برای پیشرفت در کار استفاده میکند، به زودی یاد میگیرد که انسان بهتری باشد و در این مسیر، رقابت کاری را به عشق تبدیل کرده و معنای واقعی کریسمس را درک میکند.