اما، صاحب یک کتابفروشی، به داستانهای پریان اعتقاد دارد. اگرچه او هنوز توسط شاهزاده رویاهایش غافلگیر نشده، اما پتانسیل یک شوالیه واقعی با زره درخشان را در خواستگار جدیدش، لندون، میبیند. با این حال، در حالی که اما زمانش را بین لندون و نجات کتابفروشیاش به کمک اریک (مشاور تجاری که زمانی آزاردهنده بود) تقسیم میکند، شروع به سنجیدن عشقهای داستانی در مقابل تعهد واقعی میکند. او در حین سر و سامان دادن به احساساتش نسبت به لندون و اریک و همچنین نگاهش به عشق، متوجه میشود که پایانهای خوش همیشه طبق کتاب پیش نمیروند.