یک مزدور مافیا طوری پاپوش میخورد تا مسئولیت یک سرقت چند میلیون دلاری که پای رئیس یک باند رقیب در میان است، به گردن او بیفتد. مرل (اریک رابرتس) قماربازی است که بیست سال روی دور باخت بوده، اما شانس او در حال تغییر است. مرل که از تلهای که برای کشتنش طراحی شده بود جان سالم به در میبرد، با زنی زیبا و بخشی از پولها فرار میکند. بیشتر مردان در چنین موقعیتی به زنده ماندن قانع میشدند، اما مرل بیست سال وفادار بوده است. وقتی میفهمد به او خیانت شده، چیزی در درونش میشکند. آنها قبلاً به شوخی او را «قصاب» صدا میزدند، اما وقتی مرل برای اجرای ضربه نهایی بازمیگردد، خندهها به فریاد تبدیل میشوند.