نائوکو در حین اقامت در یک جزیره برای درمان پزشکی، با یوسوکه آشنا میشود. اندام ورزیده و باوقار یوسوکه توجه او را جلب میکند و نائوکو عاشق او میشود. اما رابطه آنها به زودی پس از مرگ پدر یوسوکه که سعی داشت نائوکو را از غرق شدن نجات دهد، از هم میپاشد. خاطره یوسوکه نائوکو را به سمت دوومیدانی میکشاند و شش سال بعد، آنها دوباره در یک مسابقه ماراتن با یکدیگر ملاقات میکنند. نائوکو تصمیم میگیرد مدیر برنامههای یوسوکه شود تا به این دونده بااستعداد کمک کند و آنها تمرینات خود را با هم آغاز میکنند تا غمهای گذشته را التیام بخشند.