جاسپر ۱۷ ساله در شهری بسیار کوچک و خاکستری زندگی میکند. او در خانوادهاش نمیتواند خودش باشد. پدر جاسپر خوانندهای به نام لوکی لوک است و تمام توجه خانواده به حرفه او معطوف است. جاسپر به دنبال راهی برای کنار آمدن با این موضوع است و با سوالات معمول زندگی یک نوجوان روبرو میشود؛ سوالاتی که اگر در روال عادی زندگی خود بماند، پاسخی برایشان نخواهد یافت.