پروفسور سرافینو بنونوتی استاد موسیقی کلاسیک و عاشق رهبری ارکستر است. با این حال، مخاطبان جوان دهه ۶۰ از آهنگسازان کلاسیک مانند موتزارت یا بتهوون استقبال نمیکنند و به همین دلیل وجهه سرافینو به عنوان کارگردان به خطر افتاده است. یک روز به سرافینو خبر میرسد که دخترخواندهاش ریتا در حال بازگشت از آمریکا به ایتالیا است. سرافینو بسیار خوشحال است چون فکر میکند بالاخره میتواند موسیقی واقعی را به او بیاموزد. اما ریتا کاملاً تغییر کرده و از الگوهای موسیقی زمان خود یعنی راک و بلوز پیروی میکند. سرافینو بسیار عصبانی میشود، به خصوص وقتی میفهمد دخترش عاشق جوانی شده که عضو گروهی به نام «راکتس» است.