فیورنزا، زن جوان و بورژوای رمی، در اوج بحران زناشویی خود مجبور است به اریتره سفر کند تا به پدر در حال مرگش سر بزند؛ استعمارگر سابق که در آنجا ثروتی به هم زده است. پس از مرگ پدر، فیورنزا به جای بازگشت به ایتالیا تصمیم میگیرد مدتی را در آنجا بگذراند و با گتولیوی عجیب و غریب آشنا میشود که مصمم است آفریقا را به او بشناساند.