ته-رانگ یک غیبگوی بااستعداد است که یک سالن غیبگویی مجلل را در منطقه چئونگدام سئول اداره میکند. او مشتریان نخبه خود را در مسائل عشقی و تصمیمات سرنوشتساز زندگی راهنمایی میکند. با این حال، سرنوشت اینگونه رقم خورده که زندگی شخصی خود ته-رانگ همیشه طلسمشده باشد. تمام مردهایی که ته-رانگ به آنها ابراز علاقه کرده، به شکلی آسیب دیدهاند. در کودکی، مادر ته-رانگ که او هم غیبگو بود، به او گفت که مقدر شده پیش از ۲۸ سالگی با مردی متولد ۱۶ مه ۱۹۷۸ ساعت ۱۱ شب ملاقات کند. یک روز، سونگ-وون، چابکسوار سابق که اکنون کارگر نگهداری اسبهاست، یک اسکناس ۱۰ هزار وونی را روی زمین میبیند و سعی میکند آن را بردارد. در همین لحظه او با ماشین ته-رانگ تصادف میکند. مشخص میشود که کی-سو متولد ۱۶ مه ۱۹۷۸ ساعت ۱۱ شب بوده است...