توماس، وکیل میانسال، با لیلا در استخر ملاقات میکند. پس از اینکه مسیرهای آنها مدام با هم تلاقی پیدا میکند، توماس از او دعوت میکند تا با هم بیرون بروند. لیلا در کمال تعجب او، این دعوت را میپذیرد. صبح روز بعد، توماس بیدار میشود و میبیند که لیلا و لپتاپش که حاوی پروندههای حیاتی دادگاه بوده، ناپدید شدهاند.