دو کلاهبردار جوان که از شرطبندان مسابقات اسبدوانی کلاهبرداری میکنند، توسط یک باند یاکوزا به نام سندیکای شیگموری استخدام میشوند تا محمولهای از سلاحهای کمری را از یک باند رقیب سرقت کنند. در این میان، آنها خود را در حال فرار از باند خود میبینند و یکی از آنها رابطه عاطفی با دوستدختر رئیس باند پیدا میکند. یکی از معاونان جاهطلب باند به آنها راه فراری پیشنهاد میدهد به شرطی که رئیس قبلی را به قتل برسانند، اما اوضاع آنطور که برنامهریزی شده بود پیش نمیرود.