ایمی رورک همیشه آماده حمایت از اهداف خیرخواهانه است و وقتی قرار میشود درخت بلوط محبوب شهر قطع شود، او شخصاً برای نجات آن دست به کار میشود. وقتی شهردار یک باغبان خوشتیپ جدید را برای قطع درخت استخدام میکند، ایمی تصمیم میگیرد تنها راه نجات درخت این است که خودش را با زنجیر به آن ببندد. در حالی که کایل تلاش میکند منتظر بماند تا او خسته شود و این دو زمان بیشتری را با هم سپری میکنند، متوجه میشوند که این درخت کهنسال ممکن است در زندگی و عشق، چیزی فراتر از تصورشان برای هر دو به ارمغان بیاورد.