تاکه و تتسو، دو کلاهبردار خردهپا که مدام در حال فرار از دست یک نزولخور بیرحم هستند، بزرگترین و پیچیدهترین نقشه کلاهبرداری خود را طراحی میکنند تا انتقام بگیرند و از دنیای جرم و جنایت بازنشسته شوند. با این حال، زمانی که مسیر آنها با ماهیرو تلاقی پیدا میکند، اوضاع پیچیده میشود؛ دختر جوانی که تاکه سالها پیش در جریان یک سرقت ناموفق، ناخواسته او را یتیم کرده بود. تاکه با دیدن وضعیت بد ماهیرو، سعی میکند با شریک کردن او در کار و پنهان کردن هویت واقعی خود، از عذاب وجدانش بکاهد. اما با پیش رفتن نقشه، تاکه متوجه میشود که او تنها کسی نیست که رازی در سینه دارد.