ریوکو پس از مرگ مادرش در کودکی، توسط پدرش سنزو یانو که یک قمارباز در کوماموتو بود بزرگ شد. وقتی او ۱۸ ساله شد، پدرش در یک کوچه تاریک مورد حمله غریبهای قرار گرفت و کشته شد. ریوکو سپس خانواده یاکوزای خود را منحل میکند و با همراه داشتن کیف پولی که از قاتل به جا مانده، راهی سفری برای انتقام مرگ پدرش میشود. پنج سال بعد، او در سراسر کشور سرگردان است و او را تنها به عنوان «اوریو، قمارباز صدتومانی سرخ» میشناسند؛ زنی که طرح یک گل صدتومانی سرخ روی شانهاش تاتو شده و شجاعت و سرکشی یک مرد را دارد. او با کاتاگیری، یک قمارباز منزوی، کوماتورا، رئیس یک خانواده یاکوزا در شیکوکو و اوتاکا، رئیس زن خانواده دومان در اوساکا آشنا میشود. او با کمک آنها سرانجام موفق میشود مردی را که پدرش را به قتل رسانده بود پیدا کند.