وقتی آنا به یک مادر و پسرِ در راه مانده در کولاک پناه میدهد، متوجه میشود که آنها خانواده سلطنتی گالویک هستند. آنا به شاهزاده نشان میدهد که در زادگاهش چگونه کریسمس را جشن میگیرند و او را تشویق میکند تا قلبش را بگشاید و با خودش صادق باشد.