کیرا که از یک جدایی عاطفی بیرحمانه ضربه خورده است، با مکس رابطه برقرار میکند؛ مردی جذاب اما آشفته و بیمسئولیت که با دوستدختر قدیمیاش، سارا، در رابطه است. مکس که بویی از بلوغ عاطفی نبرده، دچار وسواس فکری میشود؛ بیشتر نسبت به کیرا و تا حدی هم نسبت به بیوجدان بودن عجیب خودش. کیرا که برای بهدست آوردن شغلی که از آن متنفر است میجنگد و در چرخههای عاطفی بیهدفی سرگردان است، با چالش دوگانه و متزلزل انتخاب قدم بعدی و بازگشت به مسیر سلامت روان روبرو میشود. وقتی قلبت یک احمق عاطفی تمامعیار است، برای پیش رفتن با آن آرزوی موفقیت کن.