ویکتور فرانکنشتاین، نابغه سایبرنتیک فرانسوی، راه جد بدنام خود را ادامه داده و هیولایی خلق میکند؛ موجودی که البته به فلسفه و آداب معاشرت علاقه دارد و گهگاه دچار حملات خشم مرگبار میشود. اما وقتی هیولا تشنه عشق میشود، فرانکنشتاین و نامزد فهمیدهاش با استفاده از اجساد تازهبهقتلرسیده چند رقصنده برهنه، عروسی زیبا و در عین حال مطیع برای او میسازند. آیا این مردگان متحرک میتوانند در دنیایی سرد عشق واقعی را بیابند، یا شور و اشتیاق به سبک فرانسوی غافلگیریهای هولناکی را برای همه آنها رقم خواهد زد؟