کرتوی ۳۰ ساله تمام عمرش را زیر سلطه پدرش زندگی کرده است. اهالی محلی به دلیل طبیعت آرام و مهربانش، او را کمی سادهلوح میپندارند. این زن جوان اولین تلاش محتاطانه خود را برای تغییر در زندگیاش انجام میدهد؛ او کارتپستالی برای ویلو میفرستد، مردی جذاب اما دائمالخمر و رو به انحطاط در روستا.