ماکسیم که بیش از ۵۰ سال سن دارد و دو سال است بیکار شده، پیش از این متخصص ادغام و تملک شرکتها بوده و اکنون شش ماه است که چتر خود را در خانه خواهرش پهن کرده است. کلر، رئیس خواهرش که زنی جنسیتزده است، پسری ده ساله و بسیار باهوش به نام ژرمی دارد که ماکسیم را به عنوان پرستار مرد تماموقت برای او استخدام میکنند. این تازه شروع یک کابوس تدریجی است؛ اما ژرمی ایدهای در سر دارد...