به دو معدنچی پارتیزان ماموریتی افتخارآمیز واگذار میشود تا سه کودک یتیم را به سلامت از یک منطقه جنگی خطرناک به قلمرو آزاد شده و امن منتقل کنند. در ابتدا این دو معدنچی احساس حقارت میکنند زیرا ترجیح میدادند در عملیاتهای مهمتری شرکت کنند، اما بعداً با بچهها، به ویژه با پیتر که کوچکترین آنهاست، دوست صمیمی میشوند.