نگاندو و ندومه عشقی بینقص دارند. با این حال، سنت برای ازدواج با ندومه مهریهای میطلبد که نگاندو، که یک یتیم است، توان پرداخت آن را ندارد. نگاندو که مجبور شده از عمویش کمک بخواهد، خود را در چنگال شهوت و طمع او میبیند. نگاندو و ندومه چگونه میتوانند در کنار هم به آرامش برسند؟ سفر آنها چالشبرانگیز خواهد بود و همه خواهند آموخت که هر چیز خاصی را نمیتوان نجات داد.