چهار دوست به نامهای شان، وینسنت، لنی و جودی خود را در بنبست میبینند. آنها که در دنیای گرگومیش شیفتهای کاری شبانه دائمی گرفتار شدهاند، در کافه محلی دور هم جمع میشوند، قهوه مینوشند و با تماشای موفقیتهای بیوقفه وینسنت در جذب زنان خود را سرگرم میکنند. به نظر میرسد امیدی به تغییر نیست... تا اینکه وینسنت به طور تصادفی با دوستدختر شان رابطه برقرار میکند.