در ۱۲ سالگی، کری واتسون وقتی از زبان مادرش درباره این خرافه میشنود که گذاشتن یک تکه کیک عروسی زیر بالش باعث میشود خواب عشق واقعی آیندهتان را ببینید، این کار را انجام میدهد؛ و همان شب، کری خواب مرد خوشتیپی را میبیند که در محراب کلیسا با او ملاقات میکند. چند دهه بعد، کری که اکنون یک شیمیدان موفق و قناد آماتور است، در حال آماده کردن کیکهای عروسی برای خواهر کوچکش لیدیا است. کری با دیدن جیسون، ساقدوش داماد، شوکه میشود؛ چرا که او دقیقاً همان مردی است که در رویای کیک عروسیاش دیده بود.