در مقدمه این فیلم رزمی، راهزنان یک کلانتر سابق و همسرش را میکشند. یک خدمتکار سه دختر کوچک آنها را به جایی امن میبرد، اما آنها جدا از هم بزرگ میشوند. پانزده سال بعد، هر یک از دختران برای انتقام راهی میشوند. خواهر بزرگتر، شیوفنگ، با لباس مبدل مردانه و انجام کارهای جوانمردانه به دنبال راهزنان میگردد. در طول مسیر، او با خواهرانش، چینگفنگ و ژیفنگ برخورد میکند. آنها مجذوب این غریبه خوشتیپ میشوند. آیا چینگفنگ و ژیفنگ میفهمند که او در واقع خواهرشان شیوفنگ است؟ آیا این سه دختر «فنگ» (ققنوسها) راهزنان را پیدا کرده و انتقام والدینشان را میگیرند؟