جانگ سو-رو در محلههای فقیرنشین کره با سه پسرش به نامهای ۹۶۳، دماغسگی و فلانوفلان زندگی میکند که آخری بهتازگی از زندان آزاد شده است. در حالی که وفاداری فلانوفلان به رئیس باند تبهکارش و خانواده واقعیاش با فهمیدن این موضوع که خانهشان قرار است توسط سازندگان همان باند تخریب شود به چالش کشیده میشود، زندگی بقیه اعضای خانواده با ورود سون-یی، دوستدختر جدید جانگ، پیچیده میشود؛ زنی که دماغسگی را آزار میدهد و توجه ۹۶۳ را به خود جلب میکند.