شخصیت اصلی داستان، هرمان، پس از سالها دوری مجبور میشود به زادگاهش در دونباس بازگردد. او باید به پرونده ناپدید شدن ناگهانی برادرش رسیدگی کند. هرمان با شخصیتهای واقعی و خیالی، دوستان دوران کودکی و مافیای محلی روبرو میشود. ناگهان او در کمال تعجب تصمیم میگیرد در شهر مادریاش بماند؛ در کنار مردمی که دوستش دارند، به او باور دارند و به حمایت او نیازمندند.