روزی میزوکی مائهارا که یک بازیگر است، ناگهان از دوستدختر پنج سالهاش، میدوری شیمیزو، جدا میشود. او با این هدف که به هر قیمتی دوباره با او آشتی کند، از دیگران درباره عشق ازدسترفتهاش راهنمایی میخواهد و تصمیم میگیرد تا بیست و پنجمین سالگرد تولدش که یک ماه دیگر است منتظر بماند. با این حال، هر چقدر هم که منتظر میماند، هیچ خبری از شیمیزو نمیشود. این داستان «۳۰ روز عشق و وسواس فکری» مردی است که با امیدهای واهی برای بازگشت به شیمیزو، به هر دری میزند.