اخراج شدن کارو اصلا عجیب نیست. به گفته صمیمیترین دوستش آنا، او پر سر و صدا، بیش از حد احساساتی و خودمحور است؛ حتی بیشتر از یک برلینی پرادعای معمولی. با این حال، کارو کسی نیست که به راحتی تسلیم شود؛ او تصمیم به تغییری اساسی میگیرد و به رواندرمانی روی میآورد. اگرچه درمانگرش به او توصیه میکند آرامش خود را حفظ کند، اما کارو با تمام وجود خود را درگیر این مسیر میکند.