پس از یک تصادف شدید رانندگی، دیوید تصمیم میگیرد در خانهای دورافتاده از صمیمیترین دوستش، خاوی، مراقبت کند. طولی نمیکشد که دشمنی و کینه به شکلی موذیانه بین آنها شکل میگیرد. با شروع بحث و جدل میان آن دو، حقیقت درباره رابطه سمی و مرگبارشان برملا میشود و به زودی جنون همه جا را فرا میگیرد.