موریتس به همراه مادرش تینا به قبرس میرود تا برای اولین بار با پدرش آیون ملاقات کند. در ابتدا، آیون از ترس اینکه مبادا زندگی مشترکش خراب شود، سعی میکند از هرگونه تماس با موریتس خودداری کند؛ اما الیاس، برادر آیون، بدون توجه به این موضوع آنها را به خانه والدینش میبرد و آنها را به عنوان دوستدختر الیاس و پسرش معرفی میکند. آیا آیون بالاخره پسرش را به رسمیت خواهد شناخت؟