یک شغل آیندهدار در نیروی پلیس و فرزندی که در راه است؛ به نظر میرسد زندگی مارک کاملاً روی غلتک افتاده است. اما وقتی او با همکار پلیسش، کای، آشنا میشود و در حین دویدنهای روزانهشان، مارک احساسی از آرامش و رهایی را تجربه میکند که پیش از این هرگز حس نکرده بود؛ و میفهمد عاشق یک مرد دیگر شدن چه معنایی دارد.