دوناتلا یک دختر رمی ساده و درستکار، دختر یک صحاف و نامزد گیدو، صاحب یک پمپ بنزین است. یک روز او کیف دستی زنی را پیدا میکند که حاوی اشیای قیمتی و مدارک است و تصمیم میگیرد آن را به صاحبش که یک خانم ثروتمند آمریکایی است بازگرداند. آن زن به عنوان پاداش، شغل منشیگری را به دوناتلا پیشنهاد میدهد تا در زمان غیبتش، ویلای او را مدیریت کند. دوناتلا در آنجا به طور اتفاقی با مائوریتسیو، مرد جوان ثروتمند، شیکپوش و تحصیلکردهای ملاقات میکند و در نهایت عاشق او میشود.