هالی که از صدای آواز فوقالعادهای برخوردار است، خود را برای تست بازیگری در یک گروه محلی و افسانهای کریسمس آماده میکند که سالها پیش توسط مادر مرحومش تأسیس شده بود. هالی که از انتخاب دوست صمیمی و بیاستعداد رهبر گروه، مارسی، شوکه و ناراحت شده است، تصمیم میگیرد گروه موسیقی خودش را به نام «میستل-تونز» تشکیل دهد. پس از به چالش کشیدن رقبای خود در شب کریسمس، هالی به همراه دوستان جدید و عشقی تازه، در مسیری برای درک معنای واقعی کریسمس قرار میگیرد.