در یک غروب زمستانی، در یک پمپ بنزین خلوت، سامی، نوازنده جوان موسیقی محلی، با جولیای زیبا که بنزین تمام کرده است ملاقات میکند. سامی که از زمان اخراج شدن توسط شریک سابقش به تنهایی در ماشین خود زندگی میکند، جولیا را برای شب به «خانه خود» دعوت میکند.