در شیباماتای توکیو، خانواده تورا-سان خود را برای یک عروسی آماده میکنند. در همین حال، تورا-سان که در سفر است، با یک آشنای قدیمی در استان ایواته ملاقات میکند. تورا-سان از نوشیدن با او خودداری میکند، زیرا میترسد این دوست قدیمی که اکنون سروسامان گرفته و ازدواج کرده است، دوباره مجذوب زندگی سرگردان تورا-سان شود. تورا-سان به یک زن آرایشگر علاقهمند میشود، اما باید رابطه خود را با او قطع کند تا او نیز بتواند زندگی امنی داشته باشد. در عوض، آن زن وارد یک رابطه آزاردهنده با یک موتورسوار میشود.