عشق و جراحت در زمان جنگ. آتیلیو د جووانی در ایتالیا شعر تدریس میکند. او روحیهای رمانتیک دارد و زنان دوستش دارند. اما او عاشق ویتوریا است و این عشق یکطرفه است. او هر شب خواب میبیند که با شورت و تیشرت، در حالی که تام ویتس آواز میخواند، با او ازدواج میکند. ویتوریا به همراه دوستش فواد که یک شاعر است به عراق سفر میکند؛ آنها زمانی آنجا هستند که جنگ دوم خلیج فارس آغاز میشود. ویتوریا مجروح میشود. آتیلیو باید خود را به او برساند و سپس در حالی که جنگ در اطرافش بیداد میکند، مراقبتهای پزشکی لازم را برای او فراهم کند. آیا در زمان جنگ، عشق بر همه چیز پیروز میشود؟