دو مرد فنلاندی موافقت میکنند که یک زن استونیایی و یک زن روسی را با ماشین به یک بندر برسانند.
نیکاندر، یک زبالهجمعکن و کارآفرین مشتاق، وقتی شریک تجاریاش میمیرد، نقشههایش برای موفقیت نقش بر آب میشود. یک شب، او با ایلونا، صندوقدار بدشانس ی…
گروهی از مردان که همگی «فرانک» نام دارند (به جز یکی که نامش «پکا» است) از زندگی در محله کارگری خود خسته شدهاند و برای رسیدن به زندگی بهتر راهی منطقه …