وقتی دکتر فرانکنشتاین به دست هیولایی که خودش خلق کرده کشته میشود، دخترش و دستیار آزمایشگاهش آزمایشهای او را ادامه میدهند.
هفت گردشگر که توسط شیطان به یک قلعه فرستاده شدهاند، در حالی که مرتکب گناهان کبیره میشوند، به دام زنی هولناک میافتند.
چیچو علاقه بسیار زیادی به رمان ساتیریکون اثر پترونیوس آربیتر دارد، اگرچه دوستش فرانکو او را درک نمیکند.