هارولد مدوز یک مجرد خجالتی و لکنتی است که در یک مغازه خیاطی کار میکند و در حال نوشتن یک کتاب راهنما به نام «راز عشقورزی» برای دیگر جوانان خجالتی است…
مرد جوانی نقشهای میکشد تا برای کارفرمای دوستدخترش مشتری جذب کند، اما پس از اینکه او را در حال صمیمیت با مرد دیگری میبیند، اقدام به خودکشی میکند.