کیا و لوری شبانه با سرعت به سمت بیمارستان در حرکتاند. کیا درد میکشد، با یک دست فرمان را گرفته و دست دیگرش روی شکمش است؛ زایمان زودتر از موعد شروع شد…
آری، یک امدادگر و یک زنباره قهار است؛ او به این موضوع افتخار میکند که هرگز دو بار با یک زن رابطه برقرار نمیکند و شبهایش زنجیرهای طولانی از روابط …
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.