پیرمردی محترم و سگش خود را بدون خانه و با کمترین امکانات مالی برای زندگی مییابند.
در سال ۱۹۴۲، دختر جوان یهودی به نام میشا، به همراه مادر روسیاش گروشا و پدر آلمانیاش روون، از دست آلمانیها در خانه کوچکی در آردن بلژیک پنهان میشوند…
یک زن خانهدار پس از پی بردن به خیانتهای همسرش، از یک زن لزبین دورهگرد دعوت میکند تا با آنها زندگی کند. پس از این اتفاق، زندگی هیچکدام از آنها د…