یک بیوه مجنون و روانپریش، بچههای بیخبر از همهجا را با یک چرخش داستانی عجیب و شبیه به قصه «هانزل و گرتل» به عمارت بزرگ خود میکشاند.
دانشمند نابغه اما متکبر، ویکتور فرانکنشتاین، مردی را از قطعات یدکی بدن انسان میسازد، اما این هیولا زنده میشود و ویرانی به بار میآورد.
خانم تگارت همیشه سالگرد ازدواجش را در کنار پسرهای بزرگش جشن میگیرد. این سنتی است که از زمان مرگ همسرش اجرا میشود و او مصمم است که ادامه یابد. هیچیک…
یک مرد آمریکایی در بیمارستانی در انگلستان به هوش میآید در حالی که قادر نیست هیچ چیز از قبل از تصادف رانندگی اخیرش را به یاد آورد. او تنها با یک عکس م…
زن جوانی مدام با کابوسهای مربوط به مادرش که در آسایشگاه روانی بستری است دستوپنجه نرم میکند. پس از بازگشت به خانه پدریاش، این کابوسها با دیدن زنی …
یک نقاش آمریکایی با یک صاحب نوار در یک روستای فرانسوی رابطه ای داشته و موافقت کرده است تا به شوهر قاتلش برای فرار از مجازات، فرار کند.